.
دهخدا :
مبتذل . [مُ تَ ذَ] نعت مفعولی از ابتذال . که همه گفته اند. که بسیار گفته اند. که بسیار شنوده اند. شعری یا مضمونی یا کلامی مبتذل ، آنکه بسیار گفته شده باشد آنکه بسیار شنیده شده باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). هر روز استعمال شده و مستعمل . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). آنچه که در دسترس همه است . پیش پا افتاده و مستعمل .
معين :
مبتذل . [(م تَ ذَ)] 1- در دسترس همگان . 2-فرومايه ، پيش پا افتاده ، بي ارزش .
عميد :
مبتذل . [مُ تَ ذَ] چيزي كه همه كس آن را ديده باشد ، پيش پا افتاده ، بي ارج ، خوار و ناپسند .
مبتذل ُ تو چي تعريف مي كنيد ؟
.
گوسفند قربانی
13 چند ساعت قبل
